شيخ حسين انصاريان

298

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

شود و در پى خوشىها باشد تا در آخر عمر توبه نمايد . . . . ممكن است بگويى ؛ اكنون نيزكه مدت عمرش نامعلوم است و هر لحظه انتظار فرا رسيدن مرگ را دارد ، باز مرتكب زشتكارى و نافرمانى مىشود . مىگوييم : حكمت ناشناخته طول عمر را كه بيان كرديم همچنان به قوّت خود باقى است . امّا اگر انسان با اين حال از كار زشت بازنايستد و خويشتن دارى نكند ، اين ديگر به خاطر سرمستى و سنگدلى اوست نه اين كه تدبير و فلسفه امور نادرست باشد . « 1 » آيا درخواست مرگ رواست ؟ به ويژه براى مؤمن كه در روايات داريم مؤمن آرزوى مرگ نكند ؛ زيرا وجود او مايهء حيات و بركت ، دفع بلا و خطرهاست . اما آن جا كه عمر در انجام گناهان كبيره مىگذرد از مهمترين واجبات درخواست مرگ است . پس بايد ظاهر و باطن هماهنگ و ميزان باشد كه در غير اين حالت ؛ مرگ براى آدم بهتر از زندگى و به مصلحت جاودانگى اوست . انسان تا در بهرهء عمر قرار دارد بايد تلاش كند خود را از خود ببرّد پيش از اين كه پيك مرگ او را از وى ببرّد ؛ چرا كه اگر از خود بريد ؛ ديگر بريده شده را نمىبُرند و نيازى به بُرش ندارد . مؤمن بايد باطن را از ديگران ببرُد ، مانند انسانى نباشد كه حاضر نيست كتاب و دفترش را به كسى بدهد ، او نبريده است چه رسد كه درخواست كنندهء او معصومى چون رسول اللّه صلى الله عليه و آله باشد كه به جوانى مژدهء بهشت و درجات بالا را مىدهد . پس دانسته شد كه اگر شيطان هنگام مرگ بيايد و بگويد در صورتى كه شهادتين بگويى كتابهايت را آتش مىزنم و او بگويد نه آتش نزن « لا الهَ الَّا اللّه » نمىگويم ، چون ايمان او كتابى بوده و باور و يقين محكم نداشته و از عمرش سودى نبرده است .

--> ( 1 ) - بحار الأنوار : 3 / 83 ، باب 4 ، حديث 1 .